محمد مهدى ملايرى

370

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و قد اقاسى صحبة الخصم المحك * تحذّى الرومىّ من يكّ ليكّ « 1 » و هم‌چنين دو كلمهء ( زنمرده ) و ( كشمش ) در اين‌دو بيت : منيت بزنمردة كالعصا * الصّ و اخبث من كندش كأنّ الثآليل فى وجهها * اذا اسفرت بدد الكشمش « 2 » ولى در هرحال در جمع و نسبت دستخوش تغييرات بيشتر و از اصل دور تر مىشوند ، مانند « انابير » « 3 » در جمع « انبار » و « هواوين » « 4 » در جمع « هاون » و « اواوين » در جمع « ايوان » و « درآوردى » « 5 » در نسبت به « دارابجرد » و « بندهى » در نسبت به « پنجده » « 6 » . و ازين قبيل است « ديابوز » در جمع « دوپود » در اين بيت اعشى : عليه ديابوز تسربل تحته * ارندج اسكان يخالط عظلما « 7 » و اين بيت از شاعر ديگر : كأنّها و ابن ايام تربّبه * من قرّة العين مجتابا ديابوذ و نواخذه در جمع ناخدا « 8 » .

--> ( 1 ) . شعر از روبة بن العجاج التميمى است كه هم امويان و هم عباسيان را ستايش گفته . البستان ، ج 2 ، ص 2779 . ( 2 ) . شعر از ابو المغطش يا ابو الغطمش حنفى است ، الحماسة ، ط الرافعى ، ص 390 . و شرح الحماسة ، ط ليپسيك ، ص 833 ، و جواليقى المعرب ص 169 ، اين كلمه به صورت قشمش هم معرب شده ، ن . ك . تكملة اصلاح ما تغلط فيه العلمة ، ص 45 . زنمرده براى زنان صفتى نكوهيده بوده و زنان درشت استخوان خوى مردوار را چنين مىخوانده‌اند . ( 3 ) . در رسايل جاحظ به صورت انابير سرجين ( ص 261 ) و انابير سنبل ( ص 262 ، ط سندوبى ) آمده است . ( 4 ) . لسان العرب . ( 5 ) . لسان العرب . ( 6 ) . معجم البلدان ، ارشاد الاريب ، ياقوت ، ج 7 ، ص 20 . ( 7 ) . شعر از اعشى شاعر جاهلى است . دو پود اكنون بيشتر در قالى به كار مىرود و آن‌ها را به دو دستهء يك پود و دو پود تقسيم مىكنند ، ولى در اين شعر مقصود پارچهء مخصوصى است كه با يك تار و دو پود مىبافته‌اند و پارچهء فاخرى به شمار مىرفته . ابن دريد ، الجمهرة ، ج 3 ، ص 499 . جواليقى ، العرب ، ص 138 . ( 8 ) . از مروج الذهب ( و اخبرنى غير واحد من نواخذة السيرافيين و العمانيين ) ، ط مصر 1958 ، -